یادی ازنعمت میرزازاده

پرنده ای که سفرکرده بودگفت به ابر

توای پرنده ی آزاد،به آشیانه ی من گر ترا فتادگذار

به این نشانه که باغیست درمیان قفس

به شاخه ای که درآن اشیانه ای خالیست

سلام من برسان زسوی من ،در ودیوارراببوی و ببوس

به سان چشم من ازدور

برآشیان تهی گریه ات دریغ مباد

پدر اگرپرسید،ویابرادرها

بگوکه که گفت:دلم پرکشدبه سوی شما

که گرچه هست دراینجا،افق وسیع وبلند

وهرکرانه ی آن باغ ومهلت پرواز ،

ولی نمیدانیدکه یاد باغچه ام ،آشیانه ام ،قفسم،مرا زلذت پرواز،بازمیدارد.

/ 10 نظر / 3 بازدید
پروانه

پاییز مرا عاشق میکند باران مرا عاشق تر حالا توبگو این باران پاییزی بامن چه میکند

پروانه

گاهی خراب کردن پل ها چیز بدی نیست چون باعث میشه نتونی به جایی برگردی ک از همون اول هرگز نباید قدم میگذاشتی

پروانه

گریه در چشمان من طوفان غم دارد ولی خنده بر لب میزنم تا کس نداند راز من

ساجده

خودتان باشید… مهم نیست دیگران چه فکری می کنند اگر خدا شما را اینگونه آفریده حتما دلیلی دارد. بعلاوه، یک جنس اصل همیشه بیشتر از یک کپی می ارزد

ساجده

خداوندا تو میدانی که من دلواپس فردای خود هستم مبادا گم کنم راه قشنگ ارزو ها را مبادا گم کنم اهداف زیبارا دلم بین امید وناامیدی می زند پرسه میکند فریاد میشود خسته مراتنها نگذار خدا[گل]

آوای باران

[قلب]سلام...لینک شدی دوست گرامی...ممنون میشم شما هم منو لینک کنین

سیما

زندگی کوتاه تر از ان است که به خصومت بگذردوقلبها گرامی تر از انند که بشکنندانجه از روزگار بدست می اید به خنده نمی ماند وانچه از دست برود با گریه جبران نمی شود فردا خورشید طلوع می کند حتی اگر ما نباشیم.