بررسی راهها ی اموزش وپرورش کودکان دوزبانه

بسمه تعالی

دوزبانه بودن بچه ها

ازمشکلات بسیارمهمی که به قول معروف قلب مشکلات بود دو زبانه بودن بچه ها بود آن ها تقصیری در عدم یادگیری کلمات و معنی آنها نداشتند چون در اولین جامعه ای که درآن زندگی می کردندبا این زبان که همان زبان مادری شان بود آشنا بودند ومحیط شهرستان شادگان طوری بود که حتی در کوچه وبازار فروشنده ها وغیره  حتی پزشکان (با گذاشتن مترجم در اتاق پزشک )هم به زبان عربی تکلم می کردندواین یعنی سخت شدن کارآموزش بعضی از همکاران گاهی وقتهاحوصله شان سرمی رفت وبادانش آموزان عربی صحبت می کردند اما من سعی می کردم راه بهتری راپیداکنم....

راهکار اول :

اولین راهی که بنظرم رسیداین بودکه شکل چیزی راکه قراره درس بدهم نشان بچه ها بدهم مثلااگردرس سیب وسینی رامی خواستم تدریس کنم یک سیب ویک سینی سرکلاس می آوردم وراه دوم با گفتن اسم عربی آنها واشـاره به اســم فارسی شان باعث می شدم که دانش آموزبهتر به معنی آنها پی ببرد و بهتر میتواند آنها را یاد بگیرد که خیلی دریادگیری آنها تاثیر داشت و همچنین با خانواده های آنها در ارتباط بودم و از آنها خواهش می کردم  تا آنجا که قادر هستند کلماتی را که مربوط به درس آن هفته بود به زبان فارسی در منزل به فرزندشان تکرار نمایند.

راهکار دوم:

درسال 71-72 راه حل جدیدی به ذهنم رسید و آن برگزاری کلاس نهضت سوادآموزی برای زنان خانه دار بود در منزلی که در آن سکونت داشتم اتاق خالی داشتیم آنجا را آماده کرده و با هماهنگی نهضت سواد آموزی کلاس مقدماتی برگزار کردم که خیلی از خانم ها شرکت کردندو نتیجه ی خیلی خوبی برای فرزندانشان داشت حداقل در کلاس اول و دوم می توانستند به فرزندشان تا حدودی کمک کنند. درسال هایی که در کلاس سوم تدریس داشتم تجربه های فراوان وجدیدی راکسب نمودم از سوال کردن ابای نداشتم وسعی میکردم

 

از تجربه ها و آموزه های معلمان دیگر استفاده نمایم طوری که کلاس درسم درشادگان از معروفیت خاصی برخوردار بود و دانش آموزان از کلاس دوم مرتب می آمدند و می گفتند خانم سال دیگه هم سوم درس می دهی و در واقع

دانش آموزان آرزو می کردند که در کلاس من درس بخوانند و خانواده ها موقع ثبت نام همیشه روی پرونده ی فرزندشان اسم مرا با ماژیک می نوشتند این را به این خاطر نوشتم که خدایی نکرده فکر نکنید دارم از خودم تعریف می کنم!نه. بلکه علت آن را می خواهم بگویم که امیدوارم به معلمین خصوصا جوانانی که تازه وارد عرصه ی آموزش شده اند با مطا لعه این قسمت نسبت به مسولیت خطیری که به گردن گرفته اند واقف شوند. نگرانی های پرورش کودک دوزبانه

بسیاری از والدین در مورد مسائلی که ممکن است برای کودکانشان، در روند دوزبانه شدن، اتفاق بیفتد نگران هستند. گرچه مطالعات و بررسی ها نشان می دهند که هیچ کدام از این نگرانی ها ماندگار نیستند و اگر هم اتفاق بیفتند به سرعت با رشد کودک و بالا رفتن توانایی هایش، از بین می روند که می توان آن ها را به چهار دسته، به

این شرح تقسیم کرد:

1- دوزبانگی و تاخیز زبانی (Language Delay)

بسیار مهم است که بتوانیم تفاوت میان معنای تاخیر زبانی را از نظر عام با معنای علمی آن درک کنیم؛ تاخیر زبانی در معنای عام به معنای آن است که کودک دیرتر از زمان میانگین آغاز به صحبت کردن می کند و در معنای علمی به معنای ناتوانی در صحبت کردن می باشد که یا به تنهایی است و یا همراه با مشکلات دیگری همچون لکنت زبان برای یک کودک اتفاق می افتد .

به طور کلی، تاخیر زبانی در تعریف دوم، یعنی از نظر علمی، به یک زبانه یا دو زبانه بودن کودک هیچ ارتباطی ندارد. عدم تفاوت میان این دو تعریف، منجر به نگرانی های زیادی برای والدین می شود. برخی بر این باورند که فراگیری دو زبان ممکن است منجر به «تاخیر زبانی» شود و برخی دیگر بر مزایای بلند مدت دوزبانگی تاکید می کنند. اما همچنان که دی هاور (1999) بیان کرده است، هیچ شواهد تجربی وجود ندارد که دوزبانگی باعث تاخیر در فراگیری زبان شود. بسیاری از کودکان در سراسر دنیا به صورت دوزبانه و یا حتی چند زبانه بزرگ می شوند و هیچ نشانه هایی از تاخیر زبانی و یا ناتوانی در مهارت های زبانی در آن ها دیده نشده است. همچنین پتیتو و هولوکا (2002) در تحقیقات بسیاری اعلام کرده اند که در معرض همزمان دو زبان قرار گرفتن، هیچ تاثیری بر فراگیری زبان کودک ندارد و نه در مسائل معناشناسی و نه مفهومی چنین تاخیر زبانی مشاهده نمی شود .

اگرچه هیچ نتیجه و نظریه علمی مبنی بر تاخیر زبانی در کودکان دوزبانه و جود ندارد اما برخی از والدین بیان می کنند که کودکان دوزبانه در مقایسه با کودکان یک زبانه ممکن است حدود سه تا شش ماه دیرتر صحبت کردن را آغاز کنند که باز هم بر این نکته تاکید می شود که این مسئله به هیچ وجه به معنای وجود مشکل در صحبت کردن کودکان دوزبانه نخواهد بود. بلکه این تاخیر در صحبت کردن کودک دوزبانه به این دلیل است که این کودکان در حال فراگیری دو سیستم زبانی هستند و به زمان بیشتری برای شروع گفتار نیاز دارند چراکه آن ها در حال فراگیری دو برابر کلمات یک زبانه هاست. حتی اگر این چنین باشد شش ماه بهای ناچیزی در برابر توانایی صحبت کردن همزمان به دو یا چند زبان است .

2- دوزبانگی و تداخل زبانی (Language Confusion)

بسیاری بر این باورند که تاخیر زبانی بعدها منجر به سردرگمی زبانی نیز می شود. به این معنی که کودک دو زبان را نمی تواند از هم تفکیک کند و به اصطلاح آن ها را باهم قاطی می کند. بسیاری از محققان دوزبانگی همچون ایزنبرگ2، مورکُف3 و هاتاوی4 (1989)، پیشنهاد داده اند که برای جلوگیری از اینکه کودک در فراگیری دو زبان دچار سردرگمی شود، بهتر است که از روش «یک شخص – یک زبان» استفاده شود که در این روش پدر و مادر یا دو نفری که بیشتر با کودک در ارتباط هستند هر کدام از یک زبان در ارتباط با کودک استفاده کنند و در یک مکالمه با کودک هرگز هر دوی آن ها از یک زبان واحد استفاده نکنند. مثلا مادر فقط با کودک انگلیسی صحبت کند و پدر فقط با او فارسی صحبت کند.

اگرچه بررسی ها نشان می دهند که توانایی سوییچ کردن بین دو زبان توسط کودک که آن را «تغییر کد5» می نامند، نشانه ای از طی کردن روند صحیح فراگیری دو زبان است و نشانه ای برای تداخل زبانی به حساب نمی آید. تحقیقات نشان می دهند که بسیاری از کودکان دوزبانه که به صورت عادی در روند فراگیری دو زبان قرار دارند، با توجه به فاکتورهای محیطی، دو زبان را در موقعیت های یکدیگر نیز به کار می گیرند و گاهی به جای هم نیز استفاده می کنند.

این مسئله به روش انتخابی توسط پدر و مادر برای رشد کودکانشان به صورت دوزبانه بسیار وابسته است. استفاده از روش «یک شخص – یک زبان»، بسیار برای کمتر کردن این تداخل و تسریع جداسازی دو زبان در ذهن کودک، مفید و موثر است. هرچقدر شما در صحبت با کودکتان دچار تداخل زبانی شوید، او نیز بیشتر دچار تداخل خواهد شد.

البته باید در نظر داشت که تداخل واژگان برای کودکان دوزبانه اتفاق می افتد. اما نگران نباشید این پدیده ای گذراست. تحقیقات نشان داده اند که تداخل واژگانی تا سن چهار و یا پنج سال به طور کامل ناپدید می شود. به خاطر داشته باشید که حتی کودکان یک زبانه نیز بعضی از لغت ها را اشتباه به کار می برند تا زمانی که صحیح آن ها را بیاموزند. اما می توان گفت که کودکان دوزبانه در این موقعیت ها برتری نسبت به یک زبانه ها دارند و آن برتری این است که زمانی که لغتی را مثلا در زبان فارسی به یاد نمی آورند، جایگزین آن در زبان انگلیسی را به کار می برند. و این مسئله به طور طبیعی، زمانی که دایره لغت کودک در هر دو زبان گسترش می یابد، از بین می رود. بهترین چاره آن است که در گفتگو با کودکتان ثابت قدم باشید. پاداشی در انتظار این صبر شماست.

3- دوزبانگی و گفتار

به طور عموم، اگر هر دو زبان همزمان و در سنین پایین آموزش داده شوند، مشکلات گفتاری وجود نخواهند داشت. اما اگر زبان دوم در طول دوران پیش از مدرسه یا بعد از آموختن زبان اول آموزش داده شود، مشکلاتی ممکن است اتفاق بیفتند.

عده ای معتقدند که اگر زبان دوم در مرحله ای آموزش داده شود که هنوز زبان اول به طور کامل فراگرفته نشده است، در آن هنگام یادگیری زبان اول نیز با کندی مواجه شده و یا حتی به خوبی انجام نمی شود و برعکس، عده ای دیگر معتقدند که مهارت های لازم در زبان دوم تنها در کنار زبان اول به خوبی اتفاق می افتد.

اما باید بارها و بارها این نکته را به خود یادآوری کنید و آن را ملکه ذهنتان کنید که زمانی که کودکتان در حال فراگیری دو زبان می باشد و شما از بدو تولدش، در حال پرورش او با دو زبان هستید، مسئله آموزش مطرح نمی باشد. کودک دو زبانه شما در حال فراگیری دو زبان به طور همزمان است. در واقع زبان دوم را همانند زبان مادری اش فرا می گیرد. همچنان که زبان مادری به هیچ کودکی آموخته نمی شود و کودک خودش آن را از محیط و اطرافیانش دریافت کرده و فرا می گیرد، زبان دومی که همانند زبان اول در ارتباط با کودکتان از آن استفاده می کنید نیز توسط کودک دریافت شده و فرا گرفته میشود و هیچ آموزشی به او داده نمی شود.

به عنوان مثال شما در ارتباط با کودک یک زبانه می گویید: «سیب می خوری دخترم؟» و او کم کم می آموزد که آن چه شما به آن اشاره کردید را «سیب» بنامد. در مورد کودک دوزبانه نیز مثلا مادر به زبان انگلیسی می گوید: «Honey, do you want some apple? » و باز کودک می آموزد که آن جسم را باید «apple » بنامد. پس در هیچ کدام از این دو آموزش مستقیمی وجود ندارد.

شاید بهتر آن باشد که بگوییم که کودک دوزبانه در حال فراگیری دو زبان اولیه است!

اما در اصطلاح برای متمایز کردن این دو زبان بایستی یکی را زبان اول و دیگری را زبان دوم بنامیم و به همین دلیل زبان مادری را زبان اول و دیگر زبان ها را زبان دوم و پس از آن سوم می نامیم. اما به طور کلی و جدا از همه این نظریه ها و حدس و گمان ها، دوزبانگی، در حقیقت باارزش ترین هدیه ای است که شما می توانید به کودکتان بدهید. و در این میان بسیار طبیعی است که با والدینی روبرو می شویم که مدام از خود می پرسند: «آیا برای این کار آماده ایم؟»، «آیا کودک من در محیطی دوزبانه موفق خواهد بود؟»، «آیا او می تواند دو زبان را با هم بیاموزد؟» و یا «آیا می توانم او را به طور کامل پشتیبانی کنم؟». همه این نگرانی ها طبیعی هستند و خیلی زود با مشاهده پیشرفت کودکتان، در تصمیمتان مصمم تر خواهید بود و حتی از اینکه این

اقدام مهم را برای زندگیش بر داشته اید به خود خواهید بالید.

4- سعی بیشتر برای والدین کودکان دوزبانه

شاید این مسئله بزرگ ترین پیامد باشد چراکه کودک باید حداقل 30% از زمان بیداریش در معرض زبان دوم زنده قرار بگیرد تا بتواند دوزبانه پرورش یابد؛ یعنی باید در محیطی باشد که شخص یا اشخاصی با او به زبان دوم صحبت کنند و در این مورد تنها استفاده از سی دی ها و برنامه های تلویزیونی به زبان دوم به هیچ وجه کافی نخواهد بود. این ابزار کمک کننده هستند اما اگر تنها از آن ها استفاده شود و کودک حداقل 30% زمان بیداریش را با اشخاص زنده در زبان دومش ارتباط نداشته باشد، دوزبانه نخواهد شد. چراکه مدت زمانی کمتر از این باعث می شود که کودک تنها بتواند زبان دوم را درک کند اما قادر به صحبت به آن زبان نخواهد بود.

پرورش کودکی دو یا چندزبانه همانند یک نبرد است و بسیار شبیه آموختن پیانو، نمی توان انتظار داشت که کودک آن را یک شبه فرا بگیرد. این مسئله یک سرمایه گذاری بلند مدت در زندگی شما و کودکتان است و نیازمند تلاشی مضاعف از جانب شماست تا کودک را به اندازه کافی در معرض زبان دوم قرار دهید، او را بسیار مورد تشویق قرار دهید، قوانین زبانی خود را ثابت و پایدار نگه دارید و اگر زبان دومی که به کودکتان می آموزید زبان مادریتان نیست، باید هر روز بیشتر از قبل آن را تقویت کنید. به خاطر داشته باشید که اگر اولین فرزندتان را دوزبانه پرورش دهید، این مسئله در پرورش کودک دومتان بسیار راحت تر خواهد بود. همچنین دوزبانگی مهارتی بسیار سودمند در زندگی آینده فرزندتان خواهد بود.

چرا برای پرورش کودکمان به صورت دوزبانه می ترسیم؟

دلایل ترس بیشتر مواقع، به دلیل عدم آگاهی است. زمانی که به صورت علمی به انجام کاری که قصد آن را دارید، اطمینان دارید، با اعتماد به نفس بالایی پیش می روید و حتی اگر کسانی سعی در عقب نشاندن شما در مسیرتان داشته باشند، بدون هیچ توجهی به راهتان ادامه می دهید.

به همین دلیل است که بهتر است همیشه قبل از انجام هر کاری، خوب درباره آن بیندیشیم و تحقیق کنیم تا زمانی که تصمیممان را گرفتیم، به پیش برویم و به هدفمان برسیم.

پرورش کودک دوزبانه نیز جدا از این قاعده نیست. اگر با دانسته های علمی به پیش برویم و آغاز کنیم، با اعتماد به نفس تا انتهای مسیر را خواهیم پیمود. حتی اگر سختی های راه بسیار باشد و یا دیگران ما را بترسانند.

اما اگر ترسی داریم، به دلیل عدم آگاهی است. پیش از آن که ترس هایتان بیشتر شوند، تحقیقات را آغاز کنید. و بیشتر به دنبال کسانی باشید که کودکشان را دوزبانه پرورش داده اند و اکنون در میانه راه هستند. چرا که آن ها به صورت عملی همه چیز را تجربه کرده اند و می توانند راهنمای بسیار خوبی برایتان باشندد.

مزایای دوزبانه بودن کودک

در سراسر دنیا کودکان بسیاری با دو زبان بزرگ می شود. گاهی دو زبانه بودن ضرورت دارد، چون ممکن است والدین کودک کاملاً بر زبانی که در اجتماع آنها صحبت می شود تسلط نداشته باشند. بنابراین، کودک یک زبان در خانه و یک زبان در مدرسه یاد می گیرد. گاهی هم دو زبانه بودن یک انتخاب است و والدین می خواهند که فرزندشان زبان دیگری هم یاد بگیرد، حتی اگر خودشان زبان دومی بلد نباشند. زبان دوم مزایای زیادی می تواند داشته باشد.

مزایای دو زبانه بودن

•    کودکان دو زبانه بهتر می توانند توجه خود را به اطلاعات مربوطه معطوف کنند و کمتر حواسشان پرت می شود.

•    افراد دو زبانه خلاقیت بیشتری دارند و در حل مسائل پیچیده بهتر از افراد تک زبانه هستند.

•    اثرات پیری بر مغز در میان بزرگسالان دو زبانه کمتر است.

•    در یک تحقیق ثابت شد که شروع جنون در افراد دو زبانه 4 سال دیرتر از افراد تک زبانه است.

•    افراد دو زبانه دسترسی بیشتری به افراد و منابع دارند.

•    در کانادا، نرخ اشتغال برای افراد مسلط به انگلیسی/فرانسه بالاتر از افراد تک زبانه است.

•    کانادایی هایی که به هر دو زبان رسمی انگلیسی و فرانسه صحبت می کنند، درآمد متوسطی در حدود 10 درصد بالاتر از افراد انگلیسی زبان و 40 درصد بالاتر از افراد فرانسه زبان دارند.

مزایای ادراکی دو زبانه بودن (مثل توجه، حل مسئله و غیره) به میزان دانش زبانی فرد ربط دارد.

کودکان چگونه زبانی غیر از زبان اول یاد می گیرند؟

کسب دو زبان به یکی از این دو روش صورت می گیرد:

1. اکتساب همزمان زمانی رخ می دهد که کودکی از زمان تولد با دو زبان بزرگ می شود یا زمانی که زبان دوم قبل از سه سالگی معرفی می شود. کودکانی که دو زبان را بطور همزمان یاد می گیرند، همان مراحل رشدی را می گذرانند که کودکان تک زبانه می گذرانند. با اینکه کودکان دو زبانه ممکن است کمی دیرتر از کودکان تک زبانه شروع به حرف زدن کنند، ولی با این حال در همان محدوده سنی شروع به حرف زدن می کنند. از همان ابتدای یادگیری زبان، دو زبانه های همزمان دو زبان جداگانه کسب می کنند. در اوایل یادگیری می توانند بین دو زبان تمایز قائل شوند و مطابق با طرف مکالمه زبان مکالمه خود را تغییر دهند (مثلاً با یکی از والدین که به زبان فرانسه حرف می زند فرانسه حرف بزنند و با دیگری که به انگلیسی حرف می زنند انگلیسی حرف بزنند).

2. اکتساب متوالی زمانی رخ می دهد که زبان پس از یادگیری کامل زبان اول معرفی می شود (عموماً بعد از سه سالگی). کودکانی که به کشوری با زبانی متفاوت مهاجرت می کنند، این نوع اکتساب را تجربه می کنند. یادگیری متوالی همچنین زمانی رخ می دهد که کودک تا وقتیکه مدرسه نرفته است در خانه انحصاراً به زبان موروثی اش صحبت می کند، در حالیکه در مدرسه باید به زبان متفاوتی که در آن مدرسه صحبت می شود آموزش ببیند.

کودکی که بدین نحو زبان دوم کسب می کند عموماً موارد زیر را تجربه می کند:

•    در ابتدا ممکن است برای مدت کوتاهی از زبان خانه شان استفاده کند.

•    وقتی که برای اولین بار در معرض زبان دوم قرار می گیرد ممکن است وارد فاز "خاموشی" یا "غیرشفاهی" شود. این فاز از چند هفته تا چند ماه طول می کشد و در این مدت کودک درک خود از زبان را می سازد. کودکان کم سن تر معمولاً بیشتر از کودکان بزرگتر در این فاز می مانند. کودک می تواند در این مدت از ایما و اشاره استفاده کند و از چند کلمه به زبان دوم استفاده کند.

•    او شروع به استفاده از جملات کوتاه یا تقلیدی می کند. او از برچسب های تک کلمه ای یا جملات حفظی مانند "نمیدونم" یا "این چیه؟" استفاده می کند. این جملات از واژگان یا دانش زبانی خود کودک ساخته نشده اند. بلکه جملاتی هستند که او جائی شنیده و حفظ کرده است.

•    بالاخره کودک شروع به ساختن جملات خودش می کند. این جملات کاملاً حفظی نیستند و از بعضی از واژگانی که کودک تازه یاد گرفته ساخته شده اند. کودک در ابتدا به هنگام ساختن جمله از یک "فرمول" استفاده می کند و کلمه خودش را در یک جمله معمولی می گذارد مانند "من ... می خواهم". بالاخره کودک به تدریج در زبان روان و سلیس می شود و دائماً خطاهای گرامری انجام می دهد یا جملاتی می سازد که مخفف به نظر می آیند زیرا او بعضی از قواعد گرامر را نمی داند. بعضی از این خطاها به خاطر تأثیر زبان اول او هستند. ولی بیشتر خطاهای او مانند همان خطاهایی هستند که کودکان تک زبانه به هنگام یادگیری آن زبان انجام می دهند.

خرافات مربوط به دو زبانگی

1. دو زبانه بودن موجب تأخیر زبانی می شود

نادرست

با اینکه واژگان یک کودک دو زبانه در هر یک از زبان ها ممکن است کمتر از متوسط باشند، کل واژگان او (از هر دو زبان) حداقل برابر با یک کودک تک زبانه است. کودکان دو زبانه شاید اولین کلمات خود را کمتر دیرتر از کودکان تک زبانه به زبان آورند، ولی با این حال در همان محدوده سنی نرمال (بین 8 تا 15 ماهگی) به زبان می آیند. وقتی کودکان دو زبانه شروع به ساختن جملات کوتاه می کنند، در کنار همان الگوها و در همان بازه زمانی گرامر یاد می گیرند که کودکان تک زبانه یاد می گیرند. دو زبانه بودن موجب تأخیر زبانی نمی شود. کودک دو زبانه ای که تأخیر زیادی در مقیاس زبان نشان می دهد ممکن است اختلال زبان داشته باشد و باید آسیب شناس زبان گفتاری او را معاینه کند.

2. وقتی کودکان از دو زبان بطور آمیخته استفاده می کنند، بدان معناست که گیج شده اند و در دو زبانگی مشکل دارند

نادرست

وقتی کودکان در یک جمله یا مکالمه از هر دو زبان خود استفاده می کنند، به این حالت "مخلوط شدن نشانه" یا "تغییر نشانه" می گویند. گاهی والدین نگران می شوند که این مخلوط شدن نشانه ای از تأخیر زبانی یا گیج شدن کودک است. ولی مخلوط شدن نشانه بخشی طبیعی از دو زبانگی است. بزرگسالان دو زبانه هم که به هر دو زبان اشراف دارند گاهی در مکالمه با دیگران نشانه ها را بهم می آمیزند و باید انتظار داشت که کودکان دو زبانه وقتی با دو زبانه های دیگر حرف می زنن نشانه ها را در هم بیامیزند.

بسیاری از پژوهشگران مخلوط کردن نشانه را جزو علائم تسلط زبانی می دانند. همچنین گفته می شود که مخلوط کردن نشانه ها به معنای ندانستن کلمه ای در زبانی دیگر نیست، بلکه برای تأکید بر چیزی، بیان احساسی یا تأکید بر چیزی است که کسی در زبان دیگری گفته است.

3. تا وقتی که کسی بر هر دو زبان تسلط نیافته نمی توان او را دو زبانه کامل نامید

نادرست

افرادی که بر هر دو زبان به یک اندازه تسلط داشته باشند بسیار نادرند. اغلب دو زبانه ها یک "زبان غالب" دارند که بر آن تسلط بیشتری دارند. زبان غالب اغلب تحت تأثیر زبان اکثریت جامعه ای است که فرد در آن زندگی می کند. زبان غالب یک فرد با بالا رفتن سن، شرایط، تحصیلات، شبکه اجتماعی، شغل و فاکتورهای دیگر می تواند تغییر کند.

4. برای اینکه فرد زبان دومی بیاموزد باید از کودکی شروع به یادگیری کند

نادرست

نظریه "مدت زمان بحرانی" ثابت می کند که یک پنجره زمانی (در کودکی) وجود دارد که در طی آن زبان دوم به راحتی آموخته می شود. این نظریه بسیاری از مردم را بدین باور رسانده است که بهتر است زبان دوم از کودکی یاد گرفته شود. ثابت شده است که کودکان کم سن تر بهتر از کودکان بزرگتر یا بزرگسالان زبان آموز، تلفظ شبیه بومی زبانان پیدا می کنند و مهارت های گرامری بلندمدت تری نسبت به بزرگترهای خود پیدا می کنند. ولی یافته های دیگری هم وجود دارد که ایده مدت زمان بحرانی را زیر سوال می برند.

5. وقتی کودکی در فضای دو زبانه قرار می گیرد، والدین باید از رویکرد "هر یک از والدین یک زبان" استفاده کنند

نادرست

بعضی از والدین ممکن است این رویکرد را اتخاذ کنند که هر کدام از والدین به یک زبان متفاوت با کودک صحبت کند. با اینکه این یک گزینه برای پرورش کودک دو زبانه محسوب می شود، هیچ مدرکی وجود ندارد مبنی بر اینکه این تنها راه یا بهترین راه برای پرورش کودک دو زبانه باشد. والدین نباید نگران این مطلب باشند که هر دو به زبان مادری خود با فرزندشان صحبت می کنند یا اینکه زبان های خود را با فرزندشان در هم می آمیزند. زیرا ثابت شده است که کودکان بدون توجه به رویکرد والدینشان زبان های خود را در هم می آمیزند. رویکردهای بسیاری منجر به دو زبانگی می شوند. والدین باید به نحوی با فرزندشان صحبت کنند که برای آنها آسان و طبیعی باشد.

6. اگر می خواهید فرزندتان به زبان اکثریت صحبت کند، دیگر نباید به زبان خانه با فرزندتان حرف بزنید

نادرست

بعضی از والدین سعی می کنند به زبان اکثریت با فرزندشان حرف بزنند زیرا می خواهند فرزندشان آن زبان را یاد بگیرد، حتی اگر خودشان به آن زبان تسلط نداشته باشند. این می تواند بدان معنا باشد که مکالمات و تعامل ها بین والدین و فرزند حس طبیعی یا راحتی ندارند. هیچ مدرکی وجود ندارد دال بر اینکه استفاده مکرر از زبان دوم در خانه برای یاد گرفتن زبان دوم در کودک ضروری است. به علاوه بدون دانش درباره زبان خانه خانواده، کودک ممکن است از اعضای خانواده که فقط به زبان خانه حرف می زنند، منزوی شود. پژوهش نشان می دهد که کودکانی که شالوده نیرومندی در زبان خانه دارند راحتتر می توانند زبان دوم را یاد بگیرند. کودکان در معرض ریسک بزرگ از دست دادن زبان خانه خود خواهند بود اگر در خانه بطور مداوم حمایت نشوند.

چگونه از کودک دو زبانه خود حمایت کنیم

راه های زیادی برای حمایت از فرزند دو زبانه وجود دارد:

•    کاری را انجام دهید که برای شما و خانواده شما راحت است. اگر در زبانی روان و سلیس نیستید، سعی نکنید با فرزندتان به آن زبان حرف بزنید.

•    اگر فرزندتان دو زبان را در هم می آمیزد نگران نشوید. این یک بخش نرمال از دو زبانه شدن است. فرصت های زیادی به فرزندتان بدهید تا به زبان خانه بشنود، حرف بزند، بازی کند و تعامل داشته باشد.

•    اگر فکر می کنید که فرزندتان تأخیر زبانی دارد، از یک آسیب شناس زبان گفتاری در مورد بهترین روش های کمک به فرزند در یادگیری بیش از یک زبان مشاوره بخواهید.

پرورش کودکان دوزبانه

کودکان از بدو تولد تا سن 3 سالگی توانایی مغزی بسیار بالایی در یادگیری همه مقوله ها و مسائل پیرامونشان دارند که زبان یکی از مهم ترین و حساس ترینِ آن هاست. کودکان در حین بازی می آموزند و هر آن چه که در بازی و شادی آن ها در کنارشان باشند را به راحتی فرا می گیرند.

بازی بچه ها با توجه به روش ها و متدهای علمی، در محیطی دوزبانه، شاید ساده ترین و بهترین هدیه ای است که می توانیم به فرزندانمان دهیم و آینده آن ها را از همین امروز هموار سازیم.

یادگزفتن زبانهای دیگر مخصوصا زبان انگلیسی، همیشه از دغدغه های اصلی زندگی ما بوده و هست. با مطالعات علمی سال های اخیر، ثابت شده است که کودکان از بدو تولد تا سن نهایت 6 یا 7 سالگی توانایی مغزی فوق العاده ای برای یادگیری زبانهای دیگری غیر از زبان مادریشان دارند.

اما مهم دانستنن راه ها و روش های علمی و نکته های مهم در این خصوص است.

بهترین زمان آغاز آموزش زبان دوم به کودک همزمان با زبان مادری یا زبان اولش می باشد.

اما اگر کودکتان این مرحله را پشت سر گذاشته، باید صبر کنید تا تکلم به زبان مادریش کامل شود. معمولا آموزش مستقیم از سن 3 سالگی به بعد باید انجام شود، در هر زمینه ای مانند موسیقی یا زبان یا هر زمینه دیگری. اما قبل زا آن می توانید کودکتان را در معرض زبان دوم قرار دهید. یعنی زیر 3 سال بهترین زمان در معرض قرار دادن کودک در ارتباط با زبان دیگری است. به او آموزش مستقیم ندهید اما به صورت غیر مستقیم با زبان دومش آشنایش کنید. شعرهایی زیبا به زبان دوم برایش بخوانید و به جاهایی بریدش که به آن زبان صحبت می شود تا آواهای زبانی از ذهنش حذف نشوند.

برای پرورش کودک به صورت دوزبانه، روش های مختلفی وجود دارد، یکی از بهترین و ساده ترین روش ها این است که هر دو والدین از یک زبان مجزا در ارتباط با کودکشان استفاده کننید. این مسئله به کودک کمک می کند تا تمایز بین زبان ها را راحت تر درک کند و در ذهنش طبقه بندی زبانی سریع تر صورت گیرد.

آیا می دانید که چه مسائلی در زمینه پرورش کودک دوزبانه مهم هستند؟

مهمترین مسئله در این زمینه دانستن بایدها و نبایدهاست. متاسفانه خیلی از کسانی که به زبان انگلیسی مسلط هستند، فکر می کنند که پرورش کودک دوزبانه بسیار ساده است.

بله این کار بسیار سختی نیست اما اگر از لحاظ علمی در این زمینه اطلاعات کافی نداشته باشیم، میتوانیم خسارت های حتی جبران ناپذیری به کودکمان بزنیم. دانستن راه های علمی و چگونگی پیش رفتن در این مسیر تنها راه حل ممکن برای کمک هر چه بیشتر به کودکمان است.

یافته های علمی ثابت کرده اند که کودکان توانایی فوق العاده ای برای فراگیری و یاد گیری زبان های مختلف دارند. زمانی که کودک به دنیا می آید، تمام آواهای زبانی را در ذهنش دارد. به مرور زمان که در محیط زبانی قرار می گیرد، آن دسته از آواهایی را که می شنود در ذهنش حفظ می کند و مابقی آنها از ذهنش پاک می شود. به همین دلیل است که در بزرگسالی یادگیری زبان دیگری سخت می شود؛ چرا که بایستی این آواهای زبانی مربوط به زبان دیگر غیر از زبان مادری را از اول در ذهن بسازیم. بنابراین کودکی بهترین زمان برای فراگیری و یادگیری زبان است.

باورهای متفاوتی در مورد پرورش کودکان دو یا چندزبانه در دنیا وجود دارد. برخی از این اعتقادها باعث می شود تا والدین جرات این کار را نداشته باشند.

به گزارش خبرنگار علمی باشگاه خبرنگاران؛ والدین تصور می کنند این کار منجر به دیر زبان باز کردن کودک یا گیج شدن او می شود. یا حتی فکر می کنند او فرصت های گوناگونی را در زندگی خود از دست خواهد داد.

در اینجا 5 باور غلط را در مورد پرورش کودکان دوزبانه برایتان ذکر کرده ایم.

1. پرورش کودک با دویا چند زبان همزمان منجر به گیج شدن او می شود: این باور در نتیجه اعتقادهای نادرست به وجود آمده است. برخی والدین تصور می کنند اگر به طور همزمان دو زبان را به فرزند خود بیاموزند، او دچار گیجی می شود و نمی تواند تفاوت بین آنها را تشخیص دهد.

باور غلطی که در مورد گیج شدن کودکان وجود دارد در نتیجه تحقیقات قدیمی و اشتباهی است که استنباط کرده بود قرار گرفتن کودک در معرض دو زبان به طور همزمان، به او آسیب می رساند.

2. پرورش کودک با دویا چند زبان همزمان منجر به دیر زبان باز کردن او می شود: برخی از کودکانی که به طور همزمان به آنها دو زبان آموزش داده می شود، دیرتر از یک زبانه ها زبان باز می کنند. این تاخیر موقتی است و بر اساس اعتقاد کارشناسان، قانون همیشگی و ثابتی هم نیست.

متاسفانه، والدینی که نگران یادگیری مهارت های کلامی فرزند دو زبانه خود هستند، بیشتر مواقع به آنها گفته می شود که فقط به یک زبان بچسبند. این مساله نیز به خاطر اعتقادهایی است که از قدیم وجود داشته است و می گوید دوزبانه ها در مهارت های گفتاری خود دچار مشکل هستند.

کارشناسان اصرار دارند که دوزبانه بودن بر مهارت های گفتاری کودکان و طریقه صحبت کردن آنها هیچ تاثیر منفی ندارد. اگر به کودکی که دیر زبان باز می کند دو زبان مختلف آموزش دهیم، باعث نمی شود زبانش دیرتر باز شود. تحقیقات نشان داده است کودکانی که دو زبان را می آموزند در مقایسه با یک زبانه ها در یادگیری مهارت های حرف زدن هیچ تفاوتی ندارند.

 

3. کودکان دوزبانه هر دو زبان را با هم قاطی می کنند: قاطی کردن دو زبان مساله ای غیر قابل اجتناب و البته بی ضرر است. بیشتر کودکانی که با دو زبان پرورش داده می شوند، دست به دامن ترکیب دو زبان برای دسته بندی آنها می شوند. به علاوه، همیشه یک زبان تاثیر بیشتر ی روی کودک دارد. کودکی که دایره لغت ضعیف تری از زبان کم اهمیت تر دارد، ممکن است در صورت نیاز از لغت های زبانی که در آن قوی تر است، استفاده کند.

کارشناسان قبول دارند که این ترکیب دو زبان موقتی است. این مساله هنگامی که کودک در هر دو زبان تبحر پیدا کند، سرانجام از بین می رود.

واقعیت این است که فرد دو زبانه در هر سنی ممکن است لغت های دو زبان را با هم قاطی کند. این مساله هنگامی رخ می دهد که فرد هنگام صحبت لغت مورد نظرش را نمی داند یا به خاطر نمی آورد و در نتیجه از زبان دیگر کمک می گیرد. گاهی هم بعضی ها به عمد از لغات یک زبان دیگر در صحبت های خود استفاده می کنند زیرا آن کلمه یا عبارت را در زبان دیگر بیشتر دوست دارند.

4. پرورش کودک دوزبانه مشکل است: هیچ گاه آموزش زبان دوم به کودکان خیلی دیر یا خیلی زود نیست. آموزش زبان دوم به کودکان زیر ده سال بسیار آسان تر از بزرگسالان است، حتی کودکان زیر 5 سال بهتر زبان دوم را فرامی گیرند. بهترین زمان از نظر کارشناسان، از لحظه تولد تا سه سالگی است. یعنی درست همان زمانی که کودک زبان اول خود را می آموزد و ذهنش باز و انعطاف پذیر است.

دومین زمان مناسب برای آموزش زبان دوم، بین سن های 4 و 7 سالگی است زیرا آنها هنوز می توانند به طور موازی دو زبان مختلف را از هم تفکیک دهند. به عبارت دیگر، آنها سیستم زبان دوم را در کنار زبان اول پرورش می دهند و می توانند همچون یک زبان مادری به هر دو زبان صحبت کنند.

اگر کودک شما بیش از 7 سال سن داشته باشد، برای دوزبانه بار آوردن او هنوز هم دیر نیست. سومین زمان مناسب برای پرورش کودک دوزبانه، از 8 سالگی تا بلوغ است. پس از بلوغ، زبان جدید در بخش دیگری از مغز ذخیره می شود به همین دلیل، کودک باید زبان دوم را ترجمه کند و با کمک زبان مادری خود بتواند مفاهیم زبان دوم را یاد بگیرد.

به یاد داشته باشید، اگرچه برای یادگیری زبان

/ 0 نظر / 35 بازدید