دکتر حمیدی شیرازی

شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد

فریبنده زاد و فریبا بمیرد

شب مرگ تنها نشیند به موجی

رود گوشه ای دور و تنها بمیرد

در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب

که خود در میان غزلها بمیرد

گروهی بر آنند کاین مرغ شیدا

کجا عاشقی کرد آنجا بمیرد

شب مرگ از بیم آنجا شتابد

که از مرگ غافل شود تا بمیرد

من این نکته گیرم که باور نکردم

ندیدم که قویی به صحرا بمیرد

چو روزی ز آغوش دریا برآمد

شبی هم در آغوش دریا بمیرد

تو دریای من بودی آغوش وا کن

که می خواهد این قوی زیبا بمیرد

/ 6 نظر / 19 بازدید
بهارمن

من فوق العاده اين شعر رو دوست دارم خوشحال ميشم به منم سر بزنيد

niloofar

بووووووووووووووووووووووووووم ب ترکوندين با وبتون اگه دوست داشتين افتخار بدين به منم سري بزنين[قلب][ماچ][گل]

niloofar

بووووووووووووووووووووووووووم ب ترکوندين با وبتون اگه دوست داشتين افتخار بدين به منم سري بزنين[قلب][ماچ][گل]

khodai

سلااااااااااااااام....[دست][گل]اپ زیبایست...ممنونم[گل][گل][گل]

من نمیگویم درین عالم گرم پو، تابنده، هستی بخش چون خورشید باش تا توانی پاک، روشن مثل باران مثل مروارید باش .....فریدون مشیری [گل][گل][گل]

صدای دوست

پرندگان به برکه های آرام پناه میبرند؛ و انسانها به دلهای پاک، زیرا دلهای پاک همچون برکه های آرام اند، و دیگران بدون هیچ وحشتی به آنها اعتماد میکنند، پس خوشا بحال کسانی که مایه آرامش دیگران هستند...