پدرم

       رفتی وخاموش شدی

    ترک ماکردی وباخاک هم آغوش شدی

/ 20 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سپیده

کسی که به« درد» دیگران نمی اندیشد ، خود به درد بی درمان «بی دردی» مبتلاست ونمی داند.

مريم

تسليت ميگم خدا به شما صبر و اجر عنايت كند

khodai

سلاااااااااااااااااام ببخشین که من دیر متوجه شدم[خجالت]خدا رحمت کند و پاداش نیک دهد .برای شما همکار محترم ارزوی صبر و سلامتی دارم.[گل][گل]

امید زندگی

الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّـا إِلَيْهِ رَاجِعونَ کسانی که چون مصيبتی به آنها رسيد گفتند : ما از آن خدا هستيم و به او باز می گرديم خدایش بیامرزاد قرین رحمت الهی باشند

امید زندگی

رفتی و رفتن تو آتش نهاد بر دل از کاروان چه ماند جز آتشی به منزل

امید زندگی

راحت نوشتیم بابا نان داد بی آنکه بدانیم بابا برای نان همه جوانیش را داد برای شادی روح همه بابا هایی که دیگه هیچوقت پیش ما نیستن سوره حمد وصلوات قرائت کنیم خدا رحمتشون کنه

امید زندگی

درکنارم روز و شب بی تاب بود غافل از او چشم من در خواب بود تا شدم بیدار و مشتاق پدر او به خواب و چهره اش در قاب بود روح همه پدر های سفر کرده شاد

امید زندگی

دلــــم یک اتفاق ســاده میخـــواهد... مثل شکســــتن گلدان شمعدانی کنار حوض مادر بزرگ و در پی آن غرغر های بی امانش... و خنده های ریز ریز کودکی که دستپاچه، تکه های گلدان فیروزه ای او را جمع میکند... یک رویای ناب... مثل مشت کردن اولین خوشه ی نور در آخرین ظهر تابستان و گریز زیرکانه اش از لابه لای انگشتانم... يك حضور بي منت... مثل رسيدن يك دوست، كه سالهاست بودنش را فراموش كرده بودم دلم يك آرزويِ محال ميخواهد... مثلِ بودنِ تو....