وحشی بافقی

ما چون ز دری پای کشـــــیدیم کشیدیم  ............  امید ز هـــــر کس که بریدیم ، بریدیم

دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند  ............   از گوشـــــهٔ بامی که پریدیم ، پریدیم

رم دادن صیـــــــــد خود از آغاز غلط بود  ............  حالا که رمـــــاندی و رمیدیم ، رمیدیم

کوی تو که باغ ارم روضـــــــهٔ خلد است  ............  انگــــــــــــار که دیدیم ندیدیم، ندیدیم

صد باغ بهار است و صـلای گل و گلشن  ............  گر میوهٔ یک باغ نچــــــــیدیم ، نچیدیم

سر تا به قدم تیــــــغ دعاییم و تو غافل  ...........    هان واقـف دم باش رسیدیم، رسیدیم

وحشی سبب دوری و این قسم سخنها  .........   آن نیست که ما هم نشنیدیم ، شنیدیم

/ 16 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خسرو پيري

ته ، ته ، ته همه ی نا امیدی ها نداشتن ها نخواستن ها نبودن ها و بن بست ها خـدا رو داری که آغوشش رو باز کرده برات . . . [گل][گل][گل][گل]

سپیده

خوشبختي ما تو سه جمله خلاصه شده تجربه از ديروز، استفاده از امروز، اميد به فردا ولي با سه جمله ديگه زندگيمون رو تباه مي کنيم حسرت ديروز، اتلاف امروز، ترس از فردا

سمیه

هر انسان کتابی است در انتظار خواننده اش سلام ایام نیک و سبز[گل]

m.rad

وحشی بافقی اشعار زیبایی داره و این شعر که فوق العاده بود... ممنونم بزرگوار[گل]

مریم

عالی بود. [دست][دست][دست]

m.rad

سلام. با افتخار لینک شدید[گل]

رها

بدانید وقتی خداوند به شما اجازه دعا داده است پس اجابت آن را هم بر عهده گرفته است (امام علی علیه السلام) انتخاب زيبايي بود دوست عزيز

kobra

بسیار زیبا بود

khodai

زندگي همين است .... هر خاطره غروبي دارد .... هر غروبي خاطره اي .... و ما جايي بين اميد و انتظار .... چشم مي كشيم تا روزگارمان بگذرد .... گاهي هم فرق نمي كند چگونه .... فقط بگذرد! [گل]