قسم سهراب سپهری

 به حباب نگران لب یک رود قسم،

و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،

غصه هم میگذرد،

آنچنانی که فقط خاطره ای خواهدماند..

لحظه ها عریانند.

به تن لحظه خود،جامه اندوه مـپوشان هرگز...!!

زندگی ذره کاهیست، که کوهش کردیم،

زندگی نام نکویی ست، که خارش کردیم،

زندگی نیست بجز نم نم باران بهار،

زندگی نیست بجزدیدن یار زندگی نیست بجزعشق،

بجزحرف محبت به کسی،

ورنه هرخاروخسی، زندگی کرده بسی،

زندگی تجربه تلخ فراوان دارد،

دوسه تاکوچه وپس کوچه واندازه یک عمر بیابان دارد.

ما چه کردیم و چه خواهیم کرد در این فرصت کم ...

/ 4 نظر / 21 بازدید
دوست

درطواف شمع می گفتیم سخن پروانه ای /سوختم زین آشنایان،ای خوشابیگانه ای/بلبل ازشوق گل وپروانه ازسودای شمع/هرکسی سوزدبه نوعی درغم جانانه ای

همسفر جاده دلتنگی

ناله پنداشت که در سینه ی ما جا تنگ است رفت و برگشت سراسیمه که دنیا تنگ است

khodai

دیگر آن خنده زیبا به لب مو لا نیست همه هستند ولی هیچ کس زهرا نیست قطره اشک علی تا ته چاه رسید چاه فهمید که کسی همچو علی تنها نیست ایام فاطمیه(س)تسلیت باد

khodai

چون باران باش ! آنچنان نرم و مداوم ببار تا باعث شکوفایی گردی بدون آنکه ریشه ها را از جای در آوری …[گل][گل]