....محمد صادق زاده ملاباشی

داستان.

مولوی
نویسنده : محمدصادق زاده - ساعت ٩:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/٦

بی همگان به سر شودبی تو به سرنمی شود

داغ تودارد این دلم جای دگرنمی شود

جان زتوجوش می کند،دل زتو نوش می کند 

عقل خروش می کندبی تو به سرنمی شود

جاه وجلال من تویی،مکنت ومال منی توی

آب زلال من تویی بی تو به سرنمی شود

گاه سوی وفاروی ،گاه سوی جفاروی

آنِ منی کجاروی بی تو به سر نمی شود

گر تو سری،قدم شوم ور تو کفی علم شوم

وربروی عدم شوم بی تو به سرنمی شود


comment نظرات ()